Welcome guest, is this your first visit? Create Account now to join.
  • Login:

.اگر برای اولین بار است که سایت ایتی ست دیدن میفرمایید برای استفاده از امکانات سایت نیاز دارید در سایت ثبت نام کنید.

 

 

 

 

 
تبلیغات

 

 

آخرین مطالب ارسال شده
 

نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2
  1. #1
    بازنشسته - مدیرکل تالار نظامی و شکار
    تاریخ عضویت
    Jan 2006
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    70,740
    تشکر
    103,285
    تشکر شده 176,068 بار در 54,646 ارسال

    پیش فرض کفن و دفن در ایران باستان




    ایرانیان در دوره‏‌های باستان گاه جسد را با موم می‏ پوشاندند و آن‏گاه آن را دفن می‏کردند چنانکه در جنوب ایران متداول بود. گاه جسد را می‏‌سوزاندند و این عمل به دلیل فراوانی چوب و وجود جنگل بیشتر در جنوب دریای مازندران و دیگر مناطق پرجنگل انجام می‏شد. گاهی نیز اجساد را در دخمه‌‏هایی می‌‏گذاردند تا طعمه ی لاشخورها شوند.


    گاه نیز اموات را در تابوت‌‏ها یا کوزه‏‌های سفالین دفن می‏‌کردند. پس از فراگیری دین زرتشت و هنگامی که این دین به صورت دین رسمی ایرانیان درآمد، سوزاندن، غرق کردن و به خاک سپردن جسد گناه بزرگی شمرده شد.

    در آیین زرتشت آتش و آب و خاک مقدس هستند اگر جسد را مدفون کنند خاک را آلوده ساخته‌اند و اگر در آب غرق کنند آب را ناپاک نموده‌اند و اگر در آتش بسوزانند با آلوده ساختن این فروغ آسمانی بزرگترین معاصی صورت گرفته‌است.


    به عقیده ی پیروان مزدیسنا باید جسد را در دسترس مرغان و جانوران لاشه‌خور قرار داد و یا بالای برج های خاموشی یا دخمه در معرض نابودی گذاشت.


    تعدادی از این دخمه ها قدیمی و کهنه بوده و برخی دیگر توسط روانشاد فرزانه "مانکجی لیمجی هاتریا "که حدود سال 1233 خورشیدی از سوی پارسیان بمبئی برای بهبود وضع اجتماعی و دینی زرتشتیان به ایران آمده بود، ساخته شد که مدتی هم این دخمه ها مورد استفاده قرار می گرفتند. پس از آن در تهران از میانه دهه 1310 و در کرمان پس از دهه 1320 و در یزد پس از دهه 1340 دخمه ها تبدیل به آرامگاه ها شدند.


    دخمه، دیوار دایره ای و ضخیمی به شکل برج است که بر بالای صخره ها و کوه های نه چندان بلند از خشت و گل ساخته شده است و پلکانی زمین هموار را به درب دخمه متصل می کند.


    دخمه، 2 طبقه و دارای چندین اتاق می باشد که یکی از این اتاقها ویژه “آتش سوزها”‌ بوده است. فاصله دخمه از اتاق آتش سوزها حدود 150 تا 200 متر می باشد؛ وظیفه آتش سوزها که معمولا 2 نفر بوده اند این بوده است که از روزی که تن درگذشته را به داخل دخمه می سپردند، از سر شب تا بامداد، در آن اتاق که یک پنجره رو به دخمه داشته آتش روشن کنند و این آیین از آنجا سرچشمه می گیرد که بنابر باور زرتشتیان، روان درگذشته تا 3 شبانه روز در اطراف و بالای تن درگذشته در پرواز است و پس از شب سوم به آسمانه پرواز می کند و در مدت 3 شب نخست پس از مرگ، روان نباید از تاریکی و تنهایی بهراسد.

    خاک‌سپاری

    اعتقاد به روح و روان و زندگی پس از مرگ به اشکال گوناگون در سراسر نقاط و مراکز جهان باستان از جمله ایران وجود داشته‌است. بر اساس و مبنای همین اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگی و خوراک و پوشاک قرار می‌دادند.


    در ادواری قدیم‌تر بر اساس شغل متوفا ابزار پیشه‌اش را نیز پهلوی دستش قرار می‌دادند. اغلب مردگان را در عمق کمی که گاهی از 20 سانتیمتر نیز تجاوز نمی‌کرد، دفن می‌کردند. شکل اسکلت‌هایی که باقی مانده به شکل خمیده و منحنی است. برخی اوقات مرده را طوری خمیده دفن می‌کردند که تمام اعضای بدنش به جانب شکم کشیده شده باشد.


    با پیدایش و کشف فلزات، زینت مردگان با اشیا ی طلا و نقره و سنگ‌های گران‌بها رسم و شایع شد. این رسم خدمت مهمی به فهم هنر و دانستنی‌های دیگر باستان‌شناسان کرده‌است زیرا که تقریباً تمامی جواهراتی که از زمان‌های باستان به دست ما رسیده‌است از مقابر و گورها یافت شده‌است.


    رنگ‌کردن مردگان در ادوار قدیم

    جسد مرده را با رنگ قرمزی می‌پوشانیده‌اند که از اکسید آهن به دست می‌آمده و در فلات ایران فراوان بوده‌است. این نظر هم وجود دارد که ممکن است زندگان بدن خود را به دلایلی با همین ترتیب رنگ می‌کردند و چون فوت می‌شدند، اثر این رنگ بر بدنشان باقی می‌مانده‌است. در دوران های متأخرتر بجای اکسید آهن بر استخوان‌بندی متوفا با رنگی سرخ فام، با گِلِ اُخرا نقش هایی ایجاد می کردند.



    خاک‌سپاری در منازل دفن

    مردگان از ایران باستان تا امروز در بعضی موارد تفاوت پیدا کرده و آن این است كه گاهی در آن زمان مردگان را كف خانه خود متوفی دفن می كردند. به این ترتیب كه كف گلین خانه را در حاشیه دیوارها می كندند و مرده را در آن قرار می دادند. در خانه های اشرافی تر و محكم تر به جای كف حیاط كف اتاق را می شكافتند.


    شیوه ساده تدفین پیچیدن مرده در كفن و خاك كردن آن بود. نوع تجملی تر این بود كه مرده را در كندوی گلی ذخیره آذوقه جای می دادند و سپس در گودالی می گذاردند. ظاهرا برای این كار از كندوهای لب پریده و گاهی شكسته هم استفاده می شده است. برای كودكان خردسال از تشت و لگن و خمره های گلی استفاده می شد.

    افراد ثروتمند و متمول ترها می توانستند از تابوت شخصی که خود سفارش می داده اند استفاده کنند.این تابوت ها معمولاً از گل بود و سرپوشی از تخته داشت . معمولاًشکل تابوت های تجملی ایرانی ها در قسمت پا مثلثی و در قسمت سر به صورت دایره بود.تابوت های مسین بسیارگران قیمت تری هم به شکل تابوت های گلی ساخته می شد دونمونه کاملا سالم از این گونه تابوت ها در اور پیدا شده است که از ابزار و آلات درونشان پیداست که از دوران هخامنشیان است.


    در داخل یکی از این دو تابوت ، تابوت چوبی دیگری به همان شکل تابوت مسیجای داشت این یکی نیز از چوب بود.روی تابوت مسی دیگر قوسی از آجر زده بود.
    اعتقاد به روح و روان و زندگی پس از مرگ به اشکال گوناگون در سراسر نقاط و مراکز جهان باستان از جمله ایران وجود داشته‌است. بر اساس و مبنای همین اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگی و خوراک و پوشاک قرار می‌دادند.


    نوارهایی از برنز که مانند کمربند میان تابوت را گرفته ، از زیبایی خاصی برخوردار است.در این نوارها نقش قوچ و گل کنده شده است.تابوت مسینی که در زیویه به دست آمده نیز شباهت زیادی به این تابوت دارد.تابوت مسی که در شوش پیدا شده است بیش تر شبیه به یک وان بیضی شکل است که لبه دارد و در قسمت پایین گرد نیست.


    در نزدیکی تخت جمشید گورستانی با ویژگی های خاصی پیدا شده است.تابوت ها از سفال و قسمت پایینشان گرد است ، البته قسمت پایین باریک تر از قسمت های بالای تابوت است.سرپوش این تابوت ها هم از سفال و کمی محدب است.به عقیده باستان شناسان از این گورستان در زمان هخامنشیان متأخر و همچنین در زمان اشکانیان استفاده می شده است.


    البته در آن زمان هم بین اشراف و فقرا تفاوت وجود داشته مانند امروز كه یكی پیدا می شود در قبر چند میلیونی می خوابد و مرده دیگر در قبر 35 هزار تومانی.

  2. #2
    سرپرست ارشد بخش اخبار و مدیر تالار فوتبال داخلی
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    نوشته ها
    9,411
    تشکر
    39,702
    تشکر شده 31,673 بار در 8,429 ارسال

    پیش فرض

    ۶۰ هزار اسکلت انسانی اینجا مدفون شده، آن هم به شیوه‌ی ۵۰۰۰ سال پیشِ ایران باستان. اسکلت‌هایی که در گودال‌های دایره‌ای، خشتی مستطیلی و مربعی و یا سردابه‌ای دفن شده‌اند. گورهای دسته جمعی و چندبار مصرفی که گاه در آن‌ها تا ۱۳ جمجمه انسانی پیدا شده است.
     شهرسوخته از بزرگترین محوطه‌های باستانی آغاز شهرنشینی در فلات ایران است، شهری بازمانده از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح که در حاشیه جاده زابل ـ زاهدان زیر آفتابی سوزان تفتیده است و یکی از وسیع‌ترین گورستان‌های آغاز دوران تاریخی را دارد که تخمین زده شده حدود ۲۰ تا ۴۰ هزار قبر را دربرگرفته که تا حالا بیش از یک هزار گور در آن شناسایی شده. باستان‌شناسان در این گورستان پهناور که سال ۱۹۷۲ تصادفی کشف شد، نزدیک به  ۱۰ نوع قبر و شیوه تدفین پیدا کرده‌اند که سندی بر تنوع فرهنگی و اعتقادی مردم این منطقه است که پیشه بیشترشان تجارت بوده.

    گورستان شهر سوخته تا به حال رازهای زیادی را از یک تمدن شهری در آغاز دوران تاریخی افشا کرده است.

    دکتر روح‌الله شیرازی ـ باستان‌شناس و مدیر پایگاه شهر سوخته ـ می‌گوید: از بین ۱۰ قبر شناسایی شده در گورستان شهر سوخته، چهار نوع خیلی شاخص و پرکاربرد بوده که قبور چاله‌ای ساده، گودال‌های دو قسمتی و سردابه‌ای از آن جمله‌اند.

    او درباره‌ی هر یک از این گورهای پرکاربرد آن دوره توضیح می‌دهد: «سه هزار سال قبل از میلاد مسیح چاله‌ای در  داخل زمین به شکل مستطیل، بیضی یا مربع حفر می‌کردند و جسد را به حالت خمیده در آن قرار می‌دادند که معمولا همراه‌اش هدایای دیگری مثل ظروف سفالی، زینت آلات و سرمه‌دان، مهره‌های زینتی، مهرهای استوانه‌ایی و مسطح، حصیر، سبد، پارچه، جانور قربانی، هاون‌های بَزَکساب، آیینه مفرغی، شانه‌های چوبی و ابزار کار مدفون می‌شد، چون باور بر جریان حیات بود. فکر می‌کردند شخص در زندگی دیگر به این اشیاء نیاز پیدا می‌کند. این قبرها با خاک پُر می‌شد، برای همین جسد با خاک در تماس بود و مراحل فساد به سرعت انجام می‌شد. از این گورها یک بار و گاهی دو بار استفاده می‌شد. در برخی موارد بیش از  یک اسکلت در آن‌ها جای داده شده است.

    چاله‌ها یا گودال‌های دوقسمتی که بیشترین گورهای پیدا شده در شهرسوخته از این مدل بوده‌اند، تا حدی شبیه همان گودال‌ها ساده‌اند، با این تفاوت که شکل خارجی آن‌ها نزدیک به دایره بوده و یک دیوار متشکل از یک تا هشت خشت آن‌ها را به دو گودال جداگانه تقسیم می‌کرد. این گورها کمی بزرگتر از قبلی هستند و جهت دفن جسد یا رو به شمال و یا جنوب بوده است. در یک محوطه باستانی در کویته پاکستانی قبوری پیدا شده که دقیقا شبیه این گورهای شهر سوخته است که یقینا بی‌تاثیر از روابط تجاری دو منطقه نبوده.
    گور یک بانوی ثروتمند در شهرسوخته

    و اما قبرهای سردابه‌ای قابل توجه‌ترین‌ها هستند. این گورها از دو قسمت متمایز چاله‌ی ورودی و محل دفن ترکیب شده‌اند. ابتدا گودالی به عمق تقریبی ۱۲۰ سانتیمتر کنده و سپس در یکی از جبهه‌های آن دخمه‌ای به شکل یک اتاق زیر زمینی بیضی شکل به عمق تقریبی ۱۸۰ سانتیمتر حفاری می‌شده است. شخص مدفون همراه نذور و اشیای مختلف داخل سردابه گذاشته می‌شد و سپس در ورودی با چند ردیف خشت بسته می‌شد. به علت نبودن فشار خاک، اسکلت‌ها و اشیاء، این قبرها سالم‌تر از گروه‌های دیگر باقی مانده‌اند. کاوش‌ها نشان می‌دهد در صورت استفاده‌ی دوباره از این گورها بقایای اسکلت اول جمع‌آوری شده و جای کافی برای تدفین بعدی آماده می‌شد. بررسی‌ها روی اشیای این قبرها نشان می‌دهد صاحبان آن‌ها افراد متمایز جامعه شهر سوخته بودند که رتبه بالای اقتصادی و اجتماعی داشتند و از نظر ثروت شخصی با قبور دیگر متفاوت بودند. تعداد اشیای این قبور بین ۲۰ تا ۱۲۰ در نوسان است.

    اما مدل دیگری در این قبرستان وجود دارد که به آن شبه سردابه‌ای می‌گویند، شبیه همان گورهای سردابه‌ای با این تفاوت که درگاهیِ میان چاله قبر و اتاقک تدفین باز بوده و خاک به داخل سردابه نفوذ می‌کرده، بنابراین فسادِ جسد، بیشتر از نمونه قبلی بوده است. »

    نمونه‌ای از این گورهای سردابه‌ای را می‌توان در موزه منطقه‌ای شهر زاهدان دید.

    «به جز قبرهای خشتی مستطیل، مربع، دو دیواره‌ای‌ها، دایره‌ای و گودال‌های دایره‌ای با در بسته، قبرهای دیگری به نام کاسه‌ای پیدا شده‌اند که مختص نوزادان بود. پنج هزار سال پیش جسد نوزاد در گودال ساده‌ای قرار داده می‌شد سپس با یک کاسه بزرگ سفالی پوشیده می‌شد و بعد هم خاک روی کل مجموعه ریخته می‌شد. »

    این اسکلت‌ها عاشق نیستند!

    در موزه شهر سوخته هم تعدادی از این گورها نمایش داده شده که در بین آن‌ها گوری با دو اسکلت روبه هم توجه زیادی را جلب می‌کند و تداعی‌کننده‌ی قبر قدیمی‌ترین عشاق ایرانی است، همان اسکلت‌های سه هزار ساله‌ای که در کاوش‌های تپه حسنلو، درحالی‌که یکدیگر را به آغوش کشیده‌اند، پیدا شد و تصویر آن با عنوان قدیمی‌ترین عشاق ایرانی در موزه باستان‌شناسی و مردم‌شناسی دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا نمایش داده شده است.

    اما روح‌الله شیرازی شباهت این گور را به قبر عشاق ایرانی رد می‌کند و می‌گوید: مطالعات آنتروپولوژیکی و یا انسان‌شناسی براحتی جنسیت این اسکلت‌های باستانی و حتی سن و علت مرگ آن‌ها را مشخص می‌کند. قبری که این دو اسکلت  در آن قرار داده شده به لحاظ ساختار از نوع دایره‌ای خشتی است که تا حالا فقط یک مورد از آن در شهر سوخته بدست آمده، برای همین در موزه بازسازی شده تا فرم آن نشان داده شود.

    او ادامه می‌دهد:‌ این دو اسکلت اما در یک گور دسته جمعی بودند که فقط برای نمایش در این قبر قرار داده شده‌اند. این اسکلت‌ها که اتفاقا مطالعات آنتروپولوژی، جنسیت هر دو را زن تعیین کرده متعلق به گور ۱۰۰۳ است که ۱۳ تدفین در دوره‌های زمانی مختلف در آن انجام شده و ۱۳ جمجمه از آن بدست آمده که جمجمه جراحی شده متعلق به دختربچه ۱۳ ساله هم در همین گور بوده است.

    شیرازی بر این باور است که تدفین‌ها درباره‌ی آداب و رسوم، غذا و سبک زندگی مردم باستان، اطلاعات خوبی می‌دهند و اضافه می‌کند: مانند آنچه از گورستان شهر سوخته بدست آمده که نشان می‌دهد بیش از ۵ هزار سال پیش در شرق فلات ایران، جامعه چند قومیتی، چند فرهنگی با باورهایی متنوع به شکلی مسالمت‌آمیز و کاملا متمدن در کنار هم زندگی می‌کردند.
    3 کاربر به خاطر ارسال مفید Javid Iran از ایشان تشکر کرده اند: AMIR.IT, behruz2006, yadollah1

 

 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •